امروز:دوشنبه, ۲ مهر
تاریخ انتشار:۱۳۹۷-۰۴-۳۱

حاشیه نگاری از مراسمی پر از چیزهای خوب!

طنز/ تقدیر از برگزارکنندگان جشن طنز در کازرون!

مراسمی مملو از چیزهای خوبی که هرکس نتوانست بیاید الحق ضرر بزرگی کرد. در ابتدا بخاطر وجود جوّ اهمیت به تشکیل خانواده در مراسم، به ناچار در کنار جنس مخالفی نشستم…

پس از مدتها تصمیم گرفتم که در برنامه طنزی در کازرون شرکت کنم تا فارغ از مشکلات زندگی کمی بخندم. به همین دلیل متنی را برای قدردانی از برگزار کنندگان یکی از جشن‌های جذاب این شهر نوشتم. مراسمی مملو از چیزهای خوبی که هرکس نتوانست بیاید الحق ضرر بزرگی کرد.

بالاخره یکی از سه‌شب جشن اخیر، توفیق حاصل شد و با تهیه بلیط وارد شدم و با توجه به نرخ بلیط و تبلیغات مراسم، انتظار جشنی سراسر خنده و طنز را داشتم.

در ابتدای ورود به دلیل صمیمیت موجود در مراسم و در راستای افزایش تحکیم خانواده، به ناچار در کنار جنس مخالفی نشستم. البته این را بگویم که من چشم پاک بودم و ایشان و دیگر هم ردیفان را ندیدم، حال تاریکی سالن هم ممکن است باعث شده باشد، اما خودم چشم پاکم جداً.

اصلا همین مدیریت مصرف برق و جلوگیری از اسراف خودش یک نکته مثبت دیگر در اجرای این مراسم بود. چه مراسماتی که با هزینه های هنگفت و اسراف برق برپا می‌شود و  هیچ فایده‌ای ندارند، تازه هیچ شرایط ازدواجی هم در آن بوجود نمی‌آید! که در همینجا از مدیریت برنامه در جهت کنترل مصرف برق کمال تشکر را دارم.

یکی دیگر از موارد مثبت در این مراسم، با توجه به گرمای تابستان، کولرهای قوی و خنک کننده بود که به حدی هوا را خنک کرده بود که تن آدم هی به لرزه می‌افتد و دلش می‌خواست همراه با دیگر حضار که سردشان شده بود و می‌لرزیدند، کمی بلرزد تا گرم شود.

با توجه به مشکلات اقتصادی و ناراحتی های زیاد امروزی در جامعه، یکی دیگر از ویژگی‌های خوب این مراسم، ایجاد عشق و محبت در راستای کمک به تشکیل خانواده بود. به طوری که مجری در حین خواندن ترانه های زیبای عاشقانه‌ که هم مربوط به سال‌های قبل و هم بعد از خروج شاه بود، گاهی نیز به اجرا می‌پرداخت. اما مگر کولرهای سرمایشی قوی می‌گذاشتند، بیچاره از اول برنامه به لرزه افتاده بود و کسی هم نبود که به دادش برسد.

البته اگر دروغ نخواهم بگویم لرزنده‌ای در ادامه به کمکش آمد که در لابه‌لای به لرزه درآمدن‌هایش، کمی هم به شوخی کلامی می‌پرداخت. هرچمد آن هم در راستای تعریف و تمجید از زیبایی، فیزیک و اندام آقای تهیه‌کننده مراسم بود. که باز هم به تشکیل کانون خانواده کمک می‌کرد و آدم هی ازدواجی می‌شد. حال چه با بغل دستی‌های غیرهمجنس چه مدیران و روی سن نشسته‌های همجنس. که در همینجا از تزریق عشق و محبت نیز در این مراسم تشکر می‌کنیم.

البته در ادامه این نمایش جذاب و غنی، توسط لرزاننده طناز به معرفی گوشه ای از ویژگی‌ها و مهارتهای خوب مردم کازرون پرداخته شد. اینکه مردم کازرون (به طور عام) با توجه به خشکی آب و هوای شهرستان و تعرق زیاد بدن، به نوشیدنی بسیار اهمیت می‌دهند تا کمی این کمبود آب جبران شود. این بازیگر فقیه ادامه داد که مردم کازرون در باغ‌های اطراف شهر، همواره دور هم جمع شده و ضمن آرزوی سلامتی برای یکدیگر، به نوشیدنی و اهمیت دادن به میزان رطوبت بدن می‌پردازند.

البته قبل از مرخص شدن از حضورتان اگر یکی دیگر از نکات مثبت این مراسم را خدمتتان عرض نکنم، در واقع ادای دین و تشکر خود را کامل بجا نیاورده‌ام. پس از اینکه لابلای سرمای هوا و لرزیدن حضار بیچاره، گهگاهی هم با اندام تهیه کننده محترم شوخی کرده و عاشقانه تعریف کرده و البته در راستای افزایش صمیمیت، یکرنگی و دست و دلبازی با همه‌جای خودشان هم شوخی می‌کردند، ناگهان مسابقه ای شکل گرفت.

کمی خوشحال بودیم که از شر سرمای سالن راحت شده بودیم که ناگهای دیدیم مسابقه سراسر در سیبری و قطب شمال برگزار می‌شود. در سمتی مردی زنانه پوش مثلا هندی قرار داشت و در سمتی دیگر شرکت کنندگان بودند که باید به گفته مجری، مخ او را می‌‌زدند و نظرش را جلب می‌کردند. البته همانطور که حتما مستحضرید، در فیلم‌های هندی با گریه و عزاداری نظر خانمی را جلب نمی‌کنند!

خلاصه اینکه آن شب خیلی خوش‌خوشانمان شد و حس ازدواجی بودن پیدا کردیم. امیدوارم که این گونه مراسمات افزایش پیدا کند تا بلکه کمک به محبت و تشکیل خانواده در شهر نماید.

البته تنها نکته قابل نقد، صدای نسبتا بلند موسیقی بود که لازم است در برنامه‌های بعدی کمی صدای آن را کم کنند تا مزاحم خواب مسوولان محترم بیچاره و خسته نشود.

3 پاسخ به “طنز/ تقدیر از برگزارکنندگان جشن طنز در کازرون!”

  1. خصومت شخصی به اسم مذهب و دین.به کجا چنین شتابان گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    لطفا از طرف مردم تصمیم نگیرید..نظرهای واقعی رو منتشر بدین.یا سایتتون رو تعطیل کنین.
    همیشه میگن کرم از خود درخته..
    پس کرم از خودت بوده که یه آهنگ و دوتا حرکت دست تونسته شما رو ببره به مساله مهم ازدواج ..چشمت رو درویش میکردی.
    یعنی ایقد بی ظرفیت بودی که با یه آهنگ پریدی توازدواج…ای شیطون راستشو بگو رفته بودی انتخاب همسر..
    ای بی جنبه آبروی کازرون رو بردی… یکم محکم باش..شل و ول …مردامون رو بردی زیر سوال با متن بالا ..

  2. علی گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    اگر خودت عقل و شعور داشتی کنار دختر نبودی و جات رو تغییر میدادی بدون خودت از همه خراب تر هستی تو داخل جامعه نرفتی که این قدر فکرت منفی هست یه سر یه سفر به شیراز به تهران داخل جشن هاش برو تقصیر نداری ندیدی این چیزها

  3. جلالی گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    واقعا جای تاسف داره در چنین وضعیتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.