امروز:شنبه, ۲۸ مهر
تاریخ انتشار:۱۳۹۷-۰۷-۰۶

امان‌الله دهقانفرد،کارشناس ارشد سیاسی و دیپلمات پیشین ایران؛

ریشه یابی دو جریان «حق»و«باطل» در واقعه ی عاشورا، جریان شناسی قاتلان کربلا!

ریشه های «عاشورائیانِ» کربلا در «غدیریانِ خُم»! و‌ بُن مایه ی غالیانِ دشت نینوا نیز دراقدام غاصبانِ خلافتِ علیِ مرتضی است.

کازرون نگاه:ریشه یابی دو جریان « حق » و « باطل » در واقعه ی عاشورا ، جریان شناسی قاتلان کربلا !/امان‌الله دهقان‌فرد؛ کارشناس ارشد سیاسی و دیپلمات پیشین ایران؛

بررسیِ تاریخِ قبل و بعد از بعثت رسول اله ( ص ) و چگونگی اسلام آوردنِ تعدادی از بزرگانِ شبه جزیره ی حجاز ، به ویژه کسانی که دارای سوابق عمیقِ کفر ، الحاد و بت پرستی بوده اند ، نشان می دهد که از همان ایام ، « جریاناتی » مشکوک و غیرقابل اعتماد ، به شکل ظاهری ، حاضر به پذیرش اسلام گردیده ولی در عین حال ، اهدافی انحرافی و غیر همسو با احکام حیات بخشِ وحی را به شکل پنهان دنبال می کرده اند . آن چه در واقعه ی کربلا به وقوع پیوست ، تنها نوکِ عملیات پنهانِ این « عواملِ ِ » پشت پرده بوده اما عمقِ توطئه ها ، در قبل از بعثت قرار داشته و سپس با رحلت رسول اله ( ص ) ، این امر آشکار و سال ۶۱ هجری با تجمعِ همه ی ظاهرپرستان ، دنیا طلبان ، شکم بارِگان ، قدرت سازان ، جاسوسان و وابستگان به خاندان های نفاق و بی دینان در کربلا ، منجر به بزرگ ترین رویارویی « حق » و « باطل » در این سرزمینِ بلا خیز گردید . در همین زمینه گفتنی های عبرت آموزی وجود دارد که بخشی از آن ها به این قرار است .

۱- ریشه های « عاشورائیانِ » کربلا در « غدیریانِ خُم » ! و‌ بُن مایه ی غالیانِ دشت نینوا نیز در اقدام غاصبانِ خلافتِ علیِ مرتضی است ! پس ، انحرافِ مسلمین در پسا رحلتِ رسولِ رحمت ، چنان عمیق و « فتنه » زا بود که تنها ، چنین صحنه ها و وقایعِ عاشورايي می توانست ، تا اندازه ای ، چشمان بسته و دل های وابسته ی لشکریان دشمن را « باز » و حقایقِ دست کاری شده توسط نفوذی ها را آشکار نماید ! .

۲- صف بندی سپاهِ بی شمارِ یزیدی ، مقابلِ رزمندگان کم تعدادِ حسینی در نینوا ، به ظاهر ، اردوکَشیِ دو جناح از مسلمانان بود ! در باطن اما تمام کفر ، نفاق و « آخرت فروشان » در مقابل ایمان ، تقوا و « دل داده گانِ » خاندانِ وحی قرار گرفته و هدفْ نیز « دفنِ » باقی مانده ی « مومنین » و قرائتِ فاتحه ی پایانِ دینِ اسلام در همان سرزمین کوچک بوده ! و بر اساس القائات و محاسبات شیطانیِ به عمل آمده ، بنا بود که اسلامِ بدَلیِ « اموی » جایگزینِ ابدیِ اسلامِ راستینِ « علوی » گردد ! غافل از آن که نورِ تابیده شده از منبع عظیمِ انوارِ حسینی ، هرگز با« نور نما » های سلسله ي نامعلومِ ! یزیدی ، خاموش نخواهد شد .

۳- شناختِ کاملِ محاصره « کنندگان » و محاصره « شوندگان » و معرفیِ منتفعینِ ظاهری و‌ متضررینِ واقعیِ ! دشت کربلا ، قطعا نیازمند « شخصیت شناسیِ » دقیقِ جریان سازانِ حاضر در دو سویه ی میدان نبرد در شب و روز عاشوراست ! « اکثریتی » که بیش ترشان یا بازماندگانِ مقتول های شمشیرِ عدلِ رسول اله و‌ عدالتِ عَملیِ اسداله بوده و یا رفتار ، اعمال ، گفتار و نسبت های خانوادگیِ خود و فرمانده هانشان ، ریشه در خاندان های منتسب به بُت سازی ، مِی فروشی و خانواده های معروفِ فسادِ رفتاری و اخلاقی داشته و در جانبِ دیگرِ میدان « اقلیتی » که شافع روز جزا ، سید جوانان بهشت ، جگر گوشه ی رسول اله ، حسین زهرا ، فرماندهی آن را بر عهده داشته و اصلِ ریشه هایشان در زمین و فرعشان در آسمان ها ! بوده و طبیعی است که در چنین اوضاعی ، « اردوگاه‌» های کربلا ، آوردگاه « ریشه » ها بوده نه « ریش » ها !؟ .

۴- « رفتارشناسیِ » حاضرانِ نبردگاه های نيم روزِ عاشورا و « گفتار » های مطروحه در رَجَز خوانی جنگ افروزان سپاه دشمن و سخنانِ شجاعانه ی مدافعان حریم ولایت ، نشان می دهد یک طرفْ ، « خیرِ » مطلق و طرفِ دیگر « شرِّ » مُسَلَّم بوده و شيطان بزرگ ! شخصا فرماندهی کل قوایِ شروران را بر عهده داشته است ! و بر همین اساس است که نه صدای سوزناکِ العطش اطفال ، نه صوتِ حیدریِ عباس ، نه تلاوت آیات الهی و‌ نصیحت های خیرخواهانه ی زینبی و‌ نه هم خطبه های مکرر حسین ( ع ) در دل های سنگ شده و شکم های پر از حرامِ سربازان دشمن نفوذ نکرده و در نتیجه ، هم دنیا را باخته و‌ هم آخرت را بر باد فنا دادند .

۵- گر چه « ریشه » شناسیِ قاتلان کربلا ، به ویژه جریانِ پنهان و مخفی شده در پشتِ صحنه های مُحرمِ ۶۱ هجرت ، نیازمند توضیحات بیش تری است در عین حال اما یادآور می شود که « زیارتِ » پُر رمز و راز « عاشورا » ، سلام ها و لعن های حساب شده ی آن و شمارشِ « ردیف وارِ » دشمنانْ، عواملِ واقعی و قَتَلَه های بی رحمِ مخفی و آشکار را با هنرمندی هر چه تمام تر ، افشا و‌ بازگو کرده به گونه ای که قاتلِ اصلیِ حسین ( ع ) ، شمر ابن ذی الجوشن ، دهمین نفر از ملعونین ، محسوب گردیده ، و جریاناتِ واقعیِ دخیل در این فاجعه ، قبل از آن ملعون ، مورد لعن قرار گرفته اند ! .

نکته ی پایانی :

علی رغم گذشت ۱۴۰۰ سال از « واقعه » ی کربلا و شناسایی دقیقِ عاملین ، آمرین ، قاتلین ، ساکتین ، حاضرین و غائبینِ بی رحمِ ظاهر و‌ پنهانِ سرزمینِ نینوا ، اما هنوز هم « وارثینِ » ! همان ملعونین ! در میان مسلمین به انتشار « شُبهه » های قدیمی با روش های جدید ، اقدام می کنند ، آن چه که امروز در مکه ، مدینه ، شامات ، یمن و عراق جریان دارد ، نسل های امروزینِ همان کسانی است که بدن های پاکِ ذُریه ی آلُ اله را با نعل های آهنین و خنجرهای پولادین ریز ریز نموده ، ورودِ آب را تحریم و برای معرفی اسلامِ بَدَلی به جای اسلامِ اصیلِ محمدی ، تمام تلاششان را صورت دادند . حواسمان باشد كه اتفاقاتِ عاشورا تکرار نشود و برای تکرار نشدن آن ، همه ی ما و نسل هایمان ، باید دارای « بصیرتِ » حسینی ، « شجاعتِ » اکبری ، « صبرِ » زینبی ، « ادبِ » حُرّی ، « ولایت پذیریِ » عباسی و « وفاداری‌ِ » حبیبی باشیم. ان شااله

امان اله دهقان فرد

یک پاسخ به “ریشه یابی دو جریان «حق»و«باطل» در واقعه ی عاشورا، جریان شناسی قاتلان کربلا!”

  1. ناشناس گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    درود بر جناب دهقانفرد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.