امروز:چهارشنبه, ۱۵ مرداد
تاریخ انتشار:2015-04-29

دم خروس مجتمع بازرگانان و قسم حضرت عباس سرمایه گذاران

گزارشی در برخی از خبرگزاری های کازرون مشاهده کردم که […]

گزارشی در برخی از خبرگزاری های کازرون مشاهده کردم که تعجب حاصل از محتویات این گزارش برای من سوالات بسیاری را مطرح نمود. گزارشی با عنوان بازدید گروه دوستداران و فعالان اجتماعی کازرون از مجتمع بازرگانان که در آن گفته ها وحمایت های دوستداران و فعالان و همچنین دفاعیات یکی از سرمایه گزاران مجتمع مذکور شرح داده شده بود. تعجب بنده از اظهاراتی که در آن گزارش مشاهده شده بود مرا به این واداشت تا ضمن بررسی اظهارات دو طرف چند سوالی مطرح نمايم شاید کسی از در خیر و صلاح به بنده و سایر شهروندانی که همچون من این سوالات را دارند پاسخ دهد. البته اگر حضرات، بنده و سایرین را عدد به حساب آورده و شایسته ی پاسخ بدانند.

نخست آنکه : این گونه که از این گزارش بر می آمد این بازدید به دعوت موسسین مجتمع بازرگانان کازرون انجام شده بود و در اثنای این خبر می‌خوانیم که سرمایه گزاران این مجتمع از چندی از فعالین رسانه که از آن ها حمایت کرده اند تقدیر و تشکر کرده اند. نکته ی قابل بحث در این جا این است که اگر این آقایان تا این اندازه به خود و صحت کار خود ایمان دارند چرا تاکنون از منتقدان و مخالفان خود دعوت نکرده و با آن ها پای میز صحبت بنشینند و به بازدید مجتمع بروند تا شاید مذاکرات این سرمایه گزاران و منتقدان در مکانی غیر از دادگاه مطرح شود و از همین رو چالش های بعدی را به دنبال نداشته باشد.

در بخش بعدی صحبت چندی از دوستداران و فعالان اجتماعی بیان گردیده بود که جا دارد قبل از بررسی این دو بیان ابتدا نکته ای را عرض کنم. مسلما گروه های فعال اجتماعی در هر شهر و کشور و جامعه ای ، خدمت گزاران بی‌جیره و مواجب آن جامعه محسوب می شوند؛ چرا که این فعالان بدون هیچ گونه وابستگی و بیشتر از روی عشق و علاقه ی خود و از منظری فراتر از یک کارمند دولت به مسایل نگریسته و رسیدگی می کنند تا مشکلات آن جامعه را ضمن تشخیص و بررسی به اطلاع دیگر افراد رسانده و برای حل آن ها راهکار دهند؛ و اگر متوليان امر به آن معضل رسیدگی نکردند، با ایجاد دغدغه در اذهان مردم، بار فشار افکار را به سمت آن سازمان و مسئول معطوف می‌کنند. اما متأسفانه گاهی این تشکل های فعال اجتماعی به دلایل مختلفی از جمله عدم استفاده از افکار متخصص و منطقی و همچنین برخوردهای احساسی با برخی مسائل، دچار انحراف شده و به‌جای اینکه همت خود را معطوف به هدف کنند به مسائل نه چندان مهم جانبی آلوده شده و گاهی اوقات موجبات یک انحراف و فساد بزرگتر را فراهم می کنند. البته باید این را هم مورد نظر داشت که همواره در طول تاریخ چه در نظام های سنتی و چه در نظام های دموکراتیک قدرت این تشکل های مردمی اثبات شده  که می توانند چه کار های بزرگ و ارزشمندی برای سعادت بشر انجام دهند.

خوشبختانه این تشکل ها در کازرون وضعیت مطلوبی دارند کما اینکه در برخی حوزه ها ازجمله محیط زیست در چند سال اخیر بسیار خوش درخشیده اند اما متأسفانه گاهی برخوردهای احساسی با مسائل موجبات حرکت های نامطلوبی را فراهم می کنند.

در صحبت یکی از فعالان مذکور که سرشار از خلوص و عشق نیز بود دیده شد که عدم خروج سرمایه‌ی این سرمایه گزاران را از کازرون ارج نهاده و از این بابت که موسسین مجتمع بازرگانان، سرمایه‌ی خود را به شهر های دیگر نبرده‌اند بسیار تقدیر کرده بودند. همچنین دو تن دیگر از این دوستداران نیز با همین مضمون صحبت هایی ایراد کرده بودند که  جانمایه ی این صحبت ها  را می توان تأکید بر حفظ سرمایه ها و جلو گیری از فرار آن ها دانست که واقعا مفهوم با ارزش و صحیحی می باشد. اما نکته ای که در این جا قابل تأمل است این است که آیا واقعا مجتمع بازرگانان مصداق جامع عدم فرار سرمایه ها و دلسوزی این سرمایه گزاران برای شهر خود بوده؟ آیا واقعا مجتمع بازرگانان آن قدر که این دوستان فعال اجتماعی بر آن تاکید داشتند بی عیب و نقص و بی حاشیه بوده که صرفا برآیند آن اشتغال و رونق اقتصادی باشد؟ و واقعا آیا این فعالان اجتماعی از ایرادات که از بدو کلنگ زنی این مجتمع تا کنون گریبانگیر آن و محل نزاع میان شهرداری، رسانه ها و این مجتمع بوده بی خبر اند؟

سخن بنده با این فعالانی که حضورشان خواسته یا ناخواسته به معنای حمایت صد درصدی از این مجتمع با همه ی حاشیه ها بوده، این  است که یک تشکل و گروه فعال اجتماعی زمانی که با هر رویکردی  قدم در هر عرصه ای می گذارد باید تمام جوانب کار را در نظر بگیرد. اگر به منظور حمایت صد درصدی از امری قدم پیش می گذارد در نظر داشته باشد که بر تمام جوانب آن امر چه صحیح و چه غلط صحه گذاشته و اگر آن امر یا پروژه زمانی مثلا جرم تلقی شود، این حامی نیز در آن دسته از فعالان نیز از آن بی نصیب نیستند و چه بسا این حرکت های ناپخته و حساب نشده موجب بی اعتباری فعالیت های اجتماعی و تشکیلاتی گروه های مردمی شود و کاری کند که از تأثیر این حرکت های مردمی در جامعه کاسته شود.

اگر این دوستان فعال اجتماعی از حاشیه ها و مشکلات این مجتمع با خبر بوده اند و با رویکرد حمایتی این حرکت را انجام داده اند و در این جلسه و بازدید هیچ صحبتی از این ایرادات به میان نیاورده اند که به نظر بنده این دوستان باید در مبانی فعالیت اجتماعی خود تجدید نظر کنند  و مقصد مطلوب را در راه دیگری جست و جو کنند و اگر هم از ایرادات و مشکلات مهم و غیر قابل اغماض این مجتمع بی اطلاع بوده اند جرمی بس سنگین تر مرتکب شده اند که چرا کاری را بدون مطالعه و حساب انجام داده اند.

به هر حال امیدوارم که از این پس فعالان اجتماعی دچار این چنین یک بام دو هوایی هایی نشوند که از یک طرف بر لزوم رفع مشکلات ترافیکی شهر و احقاق حق شهرداری و شهروندان و …. پا فشاری کنند و از سوی دیگر از پروژه‌ای که با اقتدار تمام این حدود را زیر پا نهاده حمایت کنند.

در بخش بعدی که واقعا جای بحث دارد سخنان یکی از دلسوزان سرمایه گزار را مشاهده می کنیم که به تعریف و تمجید از این پروژه پرداخته و از این پروژه در مقابل کذابانی که در رسانه ها نشر اکاذیب می کنند دفاع کرده است. این سرمایه گزار محترم به گونه ای از این پروژه دفاع کرده که عدم وجود هرگونه ایراد در این مجتمع برای هر خواننده ای ثابت می گردد و تمام دادگاه هایی که در این مدت برای بررسی مسایل این فتح الفتوح تشکیل شده و تمام نگاره هایی که در این مدت در رسانه ها در مقام نقد این پروژه ی حیاتی نوشته شده صرفا از جانب کسانی بوده که حس عنادت و دشمنی کورشان کرده و نمی توانند پیشرفت شهر را ببینند.به گمانم این سرمایه گزار محترم فراموش کرده که پرونده ی پارکینگ های این مجتمع هنوز مفتوح است و برسر آن هنوز درگیری وجود دارد.

البته اینجا از سخنان بنده بد برداشت نشود که من و دیگر افراد منتقد این پروژه که شورا و شهرداری نیز در این زمره جای دارند با این مجتمع کلا مخالفیم و با ذات آن مشکل داریم. نه بلکه ما با این نکته مشکل داریم که عده ای به بهانه ی پیشرفت شهر و رونق اقتصادی دست به سرمایه گزاری هایی بزنند که اگر یک مشکل از دوش مردم بر می دارد صد مشکل دیگر به آن می افزاید و آنان که باید سود خود را می برند بعد بر سر مردم هم منت دارند که ما به شهر و دیار خود وفاداریم.

این سرمایه گزار در گوشه ای از صحبت های خود از دعوت شهرداری برای این کار گفته و مضمون کلامش این است که اینکار برای شهرداری حکم طلا را دارد و میلیاردها تومان به خزانه ی شهرداری سرازیر می کند این در حالی است که یکی از محل های دعوای شهرداری با این مجتمع مشخص نبودن قدر و سهم شهرداری در این پروژه و بحث عوارض می باشد.

نکته ی دیگری که بارزترین مصداق قسم حضرت عباس این سرمایه گزاران و دم خروس این مجتمع می باشد این است که این سرمایه گزار در جایی از صحبت هایش گفته که یکی از اهدافشان در کنار وفا به شهر و دیار، حل معضل مرکز شهر یعنی خیابان سلمان بوده که واقعا علاوه بر جای تعجب، سخنی بس مضحکانه می باشد. چرا که اگر در خیابان سلمان فارسی که محل تجمع بنک داران می باشد گذری کنیم متوجه می شویم که جز شمار اندکی از بنک داران سلمان كسي قصد انتقال به این مجتمع را ندارند و بسیاری از بنک داران این خیابان اصلا حجره های این میدان را خریداری نکرده و قصد خرید هم ندارند. اگر در ابتدای امر گفته می شد که دو سرمایه گزار بنا به عشق و دین به شهر و فعالیت تجاری بدون توجه به حل معضل شهر می خواهند این مجتمع را تأسیس کنند، اکنون حرفی در این مورد نبود و ما نیز این چنین توقعی نداشتیم. اما اکنون که این ادعا وجود  دارد و هیچ گونه تمهیدی برای رفع این مشکل پیش بینی نشده و بسیاری از این حجره ها را شاید کسانی خریداری کرده باشند که بنک دار خیابان سلمان نیستند، ادعای رفع مشکل سلمان جز حرف کذب و منت بی خود سر مردم و شهرداری گذاشتن چیزی نیست و این ادعا بسیار قابل انتقاد است.

همچنین این سرمایه گزار در بحث مشکلات فنی این پروژه با ارائه ی مدارکی این پروژه را از هرگونه مشکل فنی مبرا دانسته بود و ادعا کرده بود که گروه های مهندسی متعددی از این پروژه بازدید کرده و آن را تأیید نموده اند. بنده هیچ گونه سررشته ای در این حوزه نداشته و از تمام آن بحث های فنی هم که در مشورت با متخصصین شهرسازی و معماری متوجه شده ام چشم پوشی می کنم اما فقط چند دقیقه وقت بگذارید و در ذهن خود متصور شوید پروژه‌ی بی عیب و نقص شما اکنون افتتاح شده و تمام حجره ها گشوده شده و رونق یافته اند. در حاشیه ی این خیابان خودروهای باری و سواری توقف نموده و به احتمال زیاد چند تریلر در همین گوشه ها در حال بارگیری و یا تخلیه ی بار می باشند. به طور معمول خودرو ها در خروجی شهر نیز با ترافیک معمولی در حال حرکت می باشند در همین حین چند تریلر در حال کناره گیری برای ورود به مجتمع می باشند و به تبع برای ورود باید چند دقیقه ای در صف بمانند؛ یعنی توقفی مازاد بر دیگر خودرو های در حاشیه. واقعا چند دقیقه ای بدون هیچ تعلق خاطر و علقه ای این صحنه را متصور شوید. چه خواهد شد…؟

نکته‌ی آخری که در گفته های این سرمایه گذار توجه نگارنده را جلب نمود، این بود که وی ضمن کذب خواندن انتقاداتی که نسبت به این مجتمع شده است گفته که در مراجع قانونی پیگیر هستیم. اما تا آن جا که بنده اطلاع دارم تا کنون بیشتر انتقادهایی که از این مجتمع صورت گرفته یا مستند به گفته های متخصصین امر بوده یا مستند به گفته های اعضای شورا و شهرداری و یا لااقل کذب نبوده است. اما به عنوان سوال آخر از این سرمایه گزار محترم خواهشمندم حتما نتیجه ی دادگاه هایی که با يكي از هفته نامه‌‌هاي كازرون و یا هر شخص حقیقی و حقوقی پیرامون اختلافات بر سر این مجتمع داشته اند را هرچه زود تر به صورت رسمی اعلام کنند تا ما هم بفهمیم که کذاب کیست؟ و شاید بد نباشد رسانه ها و جراید فعال کازرون نیز پیرامون صدق و کذب ادعا های مخالفان و سرمایه گزاران این مجتمع، از بنکداران سلمان، شهردار، شورا، مدیر مسئول هفته نامه‌‌اي كه مورد شكايت واقع شد و… گزارشی تهیه کنند تا این فضای مبهم سیاه‌نمایی شده اندکی روشن گردد.

در پایان جا دارد از تمام کسانی که در این نگارش مورد انتقاد واقع شدند چه گروه های فعال اجتماعی و چه سرمایه گزاران محترم مجتمع بازرگانان کازرون خواهش کنم که به صورت منطقی و خردمندانه و با ملایمت و رعایت شئون رسانه ای و اخلاقی به این مقاله پاسخ دهند تا افکار عمومی نسبت به موضوعات مورد انتقاد روشن گردد و ابهامات موجود مرتفع شود.

نویسنده : حمدجواد سیاح پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.